ﭘﻴﺮي، آﺧﺮﻳﻦ مرحله‌ی زﻧﺪﮔﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻓﺮد در آن ﺑﻪ جمع‌بندی ﮔﺬﺷﺘﻪ می‌پردازد. پیر شدن ﻋﺒﺎرت است از ﻳﻚ ﻓﺮاﻳﻨﺪ ﺗﺤﻮل ﺗﺪرﻳﺠﻲ و درك بیشتر زﻧﺪﮔﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻛﻤﻚ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺑﻪ دﺳﺖ می‌آید. این دوره اﻧﺒﺎﺷﺘﻪ از آموخته‌هایی است ﻛﻪ از سال‌های گذشته در اﺧﺘﻴﺎر دارﻧﺪ و ﺑﺴﻴﺎري از ﺻﻔﺎت و ﺧﻄﻮط زﻧﺪﮔﻲ آﻧﺎن را ﺗﺒﻴﻴﻦ می‌کند.

ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺗﻐﻴﻴﺮاﺗﻲ ﻛﻪ ﺑﺎ اﻓﺰاﻳﺶ ﺳﻦ به‌خصوص ﺑﺎ ﻧﺰدﻳﻚ ﺷﺪن ﺑﻪ دوره‌ی ﺳﺎﻟﻤﻨﺪي ﺑﻪ وﻗﻮع می‌پیوندد، یعنی تجربیاتی از ﻗﺒﻴﻞ دیدن ﻣﺮگ ﻧﺰدﻳﻜﺎن، از دﺳﺖ دادن ﻗﺪرت بدنی، اﻫﺪاف زﻧﺪﮔﻲ، مهارت‌های ﺟﺴﻤﺎﻧﻲ و ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و دیگر ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺧﺎص اﻳﻦ دوره ﺗﺤﻮلاتی را ﺑﻪ وﺟﻮد می‌آورند ﻛﻪ ﻧﻴﺎزﻣﻨﺪ ﺗﻮﺟﻪ وﻳﮋه‌اي اﺳﺖ. ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ‌ی اﻳﻦ ﺗﻐﻴﻴﺮات و ﻧﺰدﻳﻚ ﺷﺪن ﺑﻪ روزﻫﺎي ﭘﺎﻳﺎﻧﻲ زﻧﺪﮔﻲ و ﻣﺮگ، ﻓﺸﺎرﻫﺎي ﺧﺎﺻﻲ را ﺑﺮ اﻓﺮاد ﺳﺎﻟﻤﻨﺪ ﺗﺤﻤﻴﻞ می‌کند ﻛﻪ از اﻳﻦ ﻣﻴﺎن، اﻓﺴﺮدﮔﻲ و اﺣﺴﺎس ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ، ﻛﻪ در ارﺗﺒﺎط ﺗﻨﮕﺎﺗﻨﮕﻲ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ به شکل قابل‌توجهی بروز می‌کند. ﺑﺮﺧﻲ از تحقیقات همواره ﺷﻴﻮع ﺑﺎﻻي اﻓﺴﺮدﮔﻲ را در ﺳﻨﻴﻦ 55 اﻟﻲ 64 ﺳﺎل ﻧﺸﺎن داده‌اﻧﺪ.

ﻣﻮﺳﻴﻘﻲ درﻣﺎﻧﻲ در ﺳﻼﻣﺖ ﺷﻨﺎﺧﺘﻲ، ﻓﻴﺰﻳﻜﻲ و ﻫﻴﺠﺎﻧﻲ اﻓﺮاد ﻧﻴﺰ ﻧﻘﺶ دارد و از ﻃﺮﻳﻖ ﻧﻈﻤﻲ ﻛﻪ در ﺗﺮﺗﻴﺐ نت‌های ﻣﺨﺘﻠﻒ وﺟﻮد دارد و ﻧﻴﺰ به‌واسطه ﻛﻼم، ﺳﻼﻣﺖ روان اﻓﺮاد را ﺗﻘﻮﻳﺖ می‌کند. درعین‌حال از اﻓﺮاد در ﺑﺮاﺑﺮ ﻏﻤﮕﻴﻨﻲ، اﺣﺴﺎس ﮔﻨﺎه و ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﻣﺤﺎﻓﻈﺖ می‌کند و می‌توان از آن در ﺟﻬﺖ ﻣﺒﺎرزه ﺑﺎ اﺣﺴﺎﺳﺎت ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﻳﻨﺪ و ﻛﺎﻫﺶ اﺣﺴﺎس ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ اﻓﺮاد اﻓﺴﺮده اﺳﺘﻔﺎده ﻛﺮد.

از ﺳﻮﻳﻲ ﺷﺮﻛﺖ در ﺟﻠﺴﺎت ﻣﻮﺳﻴﻘﻲ درﻣﺎﻧﻲ می‌تواند موقعیت‌هایی ﺑﺮاي اﻳﺠﺎد رواﺑﻂ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻓﺮاﻫﻢ ﺳﺎزد. ﺗﻐﻴﻴﺮات ﻣﺜﺒﺘﻲ در ﺣﺎﻻت روﺣﻲ و ﺟﺴﻤﻲ اﻓﺮاد اﻳﺠﺎد ﻛﻨﺪ و به‌تبع آن اﺣﺴﺎس ﻛﻨﺘﺮل ﺑﺮ زﻧﺪﮔﻲ را ﺑﺎﻻ ﺑﺮده، دﻟﻬﺮه و ﺗﻨﻴﺪﮔﻲ را ﻛﺎﻫﺶ دﻫﺪ و اعتمادبه‌نفس اﻓﺮاد را ﻏﻨﻲ ﺳﺎزد. همچنین ﺷﺮﻛﺖ در ﺟﻠﺴﺎت ﻣﻮﺳﻴﻘﻲ درﻣﺎﻧﻲ، ﻓﺮﺻﺘﻲ ﺑﺮاي ﺗﻌﺎﻣﻞ و ﻫﻤﻜﺎري ﺑﺎ دﻳﮕﺮان ﻓﺮاﻫﻢ می‌کند که اﺣﺴﺎس ﻃﺮد از ﺧﺎﻧﻮاده و واﺑﺴﺘﮕﻲ را ﻛﺎﻫﺶ دهد.

ﺑﻮراك ﺑﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ‌ی اثربخشی ﻣﻮﺳﻴﻘﻲ درﻣﺎﻧﻲ ﺑﺮاي ﺳﺎﻟﻤﻨﺪان ﭘﺮداﺧﺘﻪ و ﺑﻪ اﻳﻦ ﻣﻨﻈﻮر ﻋﺪه‌اي از اﻓﺮاد 80 ﺳﺎﻟﻪ را موردبررسی ﻗﺮار داده اﺳﺖ؛ ﻧﺘﺎﻳﺞ ﺣﺎﻛﻲ از اﺣﺴﺎس ﺳﻼﻣﺘﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮ، ﻣﺮاﺟﻌﻪ کمتر به پزشک و ﺑﻬﺒﻮدي قابل‌توجه در اﻓﺴﺮدﮔﻲ، اﺣﺴﺎس ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ و بهبود روﺣﻴﻪ ﺑﻮد.

تحریک مغز در پیری با موسیقی

ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﻫﻨﺮي ﻧﺸﺎن داد ﻛﻪ ﮔﻮش دادن ﺑﻪ ﻣﻮﺳﻴﻘﻲ، اﻣﻮاج آﻟﻔﺎی ﻣﻐﺰ را ﺗﺤﺮﻳﻚ می‌کند و می‌تواند ﻣﻮﻗﻌﻴﺘﻲ آرامش‌بخش را ﻓﺮاﻫﻢ ﺳﺎزد. موسیقی ﺳﺒﺐ رﻫﺎﻳﻲ اندورفین‌ها می‌گردد و نه‌تنها درد را ﻛﺎﻫﺶ می‌دهد، ﺑﻠﻜﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﻛﺎﻫﺶ فشارخون و ﺿﺮﺑﺎن ﻗﻠﺐ ﻧﻴﺰ می‌ﺷﻮد.

ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻫﻲ در پژوهش‌های ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺘﻪ در اﻳﺮان، متأسفانه ﺑﻪ‌ﻛﺎرﮔﻴﺮي ﻣﻮﺳﻴﻘﻲ درﻣﺎﻧﻲ ﺑﺮاي اﻓﺮاد ﺳﺎﻟﻤﻨﺪ ﻛﻤﺘﺮ ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ، به‌ویژه درزمینه‌ی اﻓﺴﺮدﮔﻲ و اﺣﺴﺎس ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﻛﻪ از ﻣﺴﺎﺋﻞ ﻋﻤﺪه‌ي ﺳﺎﻟﻤﻨﺪان است. ﻛﺎرﺑﺮد ﻣﻮﺳﻴﻘﻲ درﻣﺎﻧﻲ غیرفعال(ﺑﺎ ﭼﺎرﭼﻮب ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ و ﺑﻮﻣﻲ) و ﺑﺮرﺳﻲ ﺗﺄﺛﻴﺮ آن ﺑﺮ دو ﺟﻨﺲ زن و ﻣﺮد و ﻧﻴﺰ ازجمله ﻣﻮاردي اﺳﺖ ﻛﻪ ﭘﮋوﻫﺶ‌های ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ آن ﭘﺮداﺧﺘﻪ اﺳﺖ و ثابت‌شده که می‌تواند ﺑﺮاي ﺳﺎﻟﻤﻨﺪان ﻣﻔﻴﺪ ﺑﺎﺷﺪ. پژوهشگران ﺑﺮ اﻳﻦ ﺑﺎورﻧﺪ ﻛﻪ ﻣﻮﺳﻴﻘﻲ درﻣﺎﻧﻲ به‌عنوان ﻳﻚ داروی ضدافسردگی ﻃﺒﻴﻌﻲ ﻋﻤﻞ می‌کند و ﺑﺎ دﻗﺖ در اﻧﺘﺨﺎب ﻧﻮع ﻣﻮﺳﻴﻘﻲ می‌توان ﺑﺮ ﺧﻠﻖ‌وخو و ﻛﺎﻫﺶ اﻓﺴﺮدﮔﻲ اﻓﺮاد ﺗﺄﺛﻴﺮ گذاشت. در ﻫﻤﻴﻦ راﺳﺘﺎ، اﺳﺘﻔﺎده از ﻣﻮﺳﻴﻘﻲ ﺑﺎ رﻳﺘﻢ ﻣﻼﻳﻢ و آرامش‌بخش می‌تواند در ﻛﺎﻫﺶ ریشه‌های اﻓﺴﺮدﮔﻲ ﻣﺜﻞ ﺧﺸﻢ، ﻧﺎﻛﺎﻣﻲ، ﻏﻤﮕﻴﻨﻲ و اﺿﻄﺮاب ﻛﻤﻚ شایانی باشد.

اﺣﺴﺎس ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ به‌عنوان ﻳﻜﻲ از نشانه‌های اﻓﺴﺮدﮔﻲ و به‌عنوان ﻳﻚ ﻋﺎﻣﻞ ﻣﺴﺘﻘﻞ در اﻳﺠﺎد آسیب‌های روان‌شناختی ﺳﺎﻟﻤﻨﺪي همواره موردتوجه ﺑﻮده اﺳﺖ. ﺷﻮاﻫﺪ ﻧﺸﺎن می‌دهند اﺣﺴﺎس ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﭘﺪﻳﺪه‌اي ﮔﺴﺘﺮده و ﻓﺮاﮔﻴﺮ اﺳﺖ و 25 ﺗﺎ 50 درﺻﺪ ﻛﻞ ﺟﻤﻌﻴﺖ ﺑﺎﻻي 65 ﺳﺎل را برحسب ﺳﻦ و ﺟﻨﺲ ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﻴﺮ ﻗﺮار می‌دهد.

روش‌های درﻣﺎن اﻓﺴﺮدﮔﻲ ﻣﺘﻨﻮع اﺳﺖ و ﻣﻮﺳﻴﻘﻲ درﻣﺎﻧﻲ در ﭼﺎرﭼﻮب هنر درمانی ﻣﻮرد تأکید ﺑﺮﺧﻲ از ﭘﮋوﻫﺸﮕﺮان واقع‌شده اﺳﺖ. درﻣﺎن ﺑﺎﻟﻴﻨﻲ ﺑﺮاي ﺳﺎﻟﻤﻨﺪان ﺳﻪ ﻫﺪف ﻋﻤﺪه را دﻧﺒﺎل می‌کند ﻛﻪ عبارت‌اند از: ﺗﻤﺮﻛﺰ ﺑﺮ ﻣﺸﻜﻞ ﻓﻮري ﻓﺮد، روبه‌رو ﺷﺪن ﺑﺎ ﻣﻮﺿﻮﻋﺎت ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺳﻦ ﭘﻴﺮي و ﻛﻤﻚ ﺑﻪ ﺳﺎﻟﻤﻨﺪ به‌طوری‌که ﺣﺴﻲ از ﺷﺄن و ﺑﺰرﮔﻲ را در خود پیدا کند.

ﻫﺪف اﺳﺎﺳﻲ از این درﻣﺎن، ﻛﻤﻚ ﺑﻪ ﺑﺎزﺳﺎزي ﻗﺪرت "ﻣﻦ" و اﻓﺰاﻳﺶ عزت‌نفس آن‌هاست. ﺳﺎﻟﻤﻨﺪان ﺑﺎ ﺧﻠﻖ آﺛﺎر ﻫﻨﺮي ﺑﻪ ﺗﻘﻮﻳﺖ مهارت‌های ﺷﻨﺎﺧﺘﻲ ﭘﺮداﺧﺘﻪ و ﻫﻤﺮاه آن ﺗﻌﺎﻣﻼت اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺧﻮد را ﺑﺴﻂ می‌دهند. ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ضعف‌هایی ﻛﻪ در وﺿﻌﻴﺖ ﺣﻮاس ﺳﺎﻟﻤﻨﺪان ﭘﻴﺶ می‌آید، اﻧﺘﺨﺎب وﺳﻴﻠﻪ‌ی ﻫﻨﺮي ﻋﺎﻣﻞ ﻣﻬﻤﻲ در ﻛﺎر ﺑﺎ آﻧﺎن اﺳﺖ.

ﻣﻮﺳﻴﻘﻲ ﺷﻜﻠﻲ از ﻫﻨﺮ اﺳﺖ ﻛﻪ اﺣﺴﺎس، ﻋﺎﻃﻔﻪ، ادراك و ﺷﻨﺎﺧﺖ اﻧﺴﺎن را ﺑﺪون ﻧﻴﺎز ﺑﻪ ﺗﻜﻠﻢ و زﺑﺎن ﻣﻨﺘﻘﻞ می‌کند. اﺳﺘﻔﺎده ﺑﺸﺮ از ﻣﻮﺳﻴﻘﻲ، همواره اﻣﺮي آﺳﺎن و قابل‌دسترس ﺑﻮده اﺳﺖ، ﭼﻮن رﻳﺘﻢ و ﻣﻠﻮدي، به‌عنوان دو رﻛﻦ اﺳﺎﺳﻲ ﻣﻮﺳﻴﻘﻲ، در ﺳﺮﺷﺖ اﻧﺴﺎن وﺟﻮد داﺷﺘﻪ اﺳﺖ.

در برخی مطالعات، ﺗﻌﺪاد ﺟﻠﺴﺎت ﻣﻮﺳﻴﻘﻲ درﻣﺎﻧﻲ ﺑﺮاي ﻫﺮ ﮔﺮوه 13 ﺟﻠﺴﻪ 20 دﻗﻴﻘﻪ‌ای ﺑﻮده ﻛﻪ در آن از قطعه‌هایی از تم‌های فرح‌بخش، ﺣﺰﻳﻦ و ﻧﻴﺮوﺑﺨﺶ ﺑﺮاي شرکت‌کنندگان پخش‌شده است. دﻟﻴﻞ اﻧﺘﺨﺎب اﻳﻦ ﺳﻪ ﻧﻮع ﺗﻢ، ﺗﺄﺛﻴﺮ اﻳﻦ تم‌ها ﺑﺮ اﻓﺴﺮدﮔﻲ ﺑﻮد ﻛﻪ ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ ﭘﮋوﻫﺶ‌ها، تم‌های فرح‌بخش، قطعه‌های رﻳﺘﻤﻴﻚ ﺑﺎ ﻣﻠﻮدي نسبتاً ﺗﻨﺪي اﺳﺖ ﻛﻪ ﺳﺮزﻧﺪﮔﻲ و ﻧﺸﺎط را به‌دوراز ﻫﻴﺠﺎن‌زدﮔﻲ و ﺑﻲﺗﺎﺑﻲ اﻟﻘﺎ می‌کند و باثبات و آراﻣﺶ ﻫﻤﺮاه اﺳﺖ.

تم‌های ﺣﺰﻳﻦ، غم‌انگیز و باشکوه ﻫﺴﺘﻨﺪ و در ﺷﻨﻮﻧﺪه ﻏﻢ، ﻧﺎﻛﺎﻣﻲ، اﻧﺪوه و اﻓﺴﻮس را ﺗﺪاﻋﻲ می‌کنند. تم‌های ﺣﺰﻳﻦ ﺑﺎ ﺗﺤﺮﻳﻚ و ﺗﺪاﻋﻲ ﺧﺎﻃﺮات و ﺗﺨﻠﻴﻪ احساس‌های غم‌انگیز ﺑﺎﻋﺚ ﻫﻤﺪردي و ﺗﺴﻜﻴﻦ دل می‌شوند. به  ﻫﻤﻴﻦ دﻟﻴﻞ ﺷﻨﻴﺪن اﻳﻦ تم‌ها ﺑﺮاي اﻓﺮاد ﻛﻪ اﺣﺴﺎس اﻧﺪوه و دل‌تنگی دارﻧﺪ و ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺳﻮﮔﻮار در ﻓﺮاق و ﻧﺎﻣﻼﻳﻤﺎت ﺑﻪ ﺳﺮ می‌برند ﻣﻔﻴﺪ اﺳﺖ. تم‌های ﺣﺰﻳﻦ ﻓﺸﺎر اﻧﺮژي ﻣﻨﻔﻲ ﻧﺎﺷﻲ از ﻧﺎﻛﺎﻣﻲ و ﺳﻮﮔﻮاري ﺷﻜﺴﺖ را کاهش می‌دهند.

در تم‌های ﻧﻴﺮوﺑﺨﺶ، رﻳﺘﻢ پرقدرت و ملودی‌های ﻣﺤﺮك، روﺣﻴﻪ را ﻫﻴﺠﺎﻧﻲ کرده و اﻧﺮژي و ﻧﻴﺮو می‌بخشند. اﻳﻦ قطعه‌ها ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﻳﻚ ﺷﻮك ﺧﻮﺷﺎﻳﻨﺪ و ﻣﻄﺒﻮع، اﻓﺴﺮدﮔﻲ، ﺳﺴﺘﻲ و بی‌حالی را ﺑﻪ ﺗﺤﺮك ﺗﺒﺪﻳﻞ می‌کنند و اﺣﺴﺎس ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ، ﺗﺴﻠﻂ و اراده را ﺑﻪ وﺟﻮد می‌آورند.
در حال بارگذاری ...